يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

73

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

روز چهارشنبه سلخ صبح از منزل آجودانباشى كل از خواب برخاسته سرم درد مىكرد . حمام رفتم . از حمام بيرون شده آمدم منزل . تا شام سرم درد مىكرد در بستر خوابيدم . تا شام مجاور بستر بودم . ميرزا عبد الكريم طبيب بعضى دواجات داد ، ليكن ثمرى نبخشيد . شب را با كسالت تمام خوابيدم . روز پنجشنبه غرهء شهر جمادىالثانى صبح از خواب بيدار شدم ، به همان قسم به شدت سرم درد مىكند . خبر دادند كه جناب جلالت مآب نظام الملك مرحوم شده . خيلى متألم شدم . با اينكه كمال خصوصيت را با مرحوم مغفور جناب جلالت مآب لشكرنويس‌باشى داشتم و بايد همان آن به تعزيه و تسليه حاضر مىشدم از شدت دردسر حركت ممكن نشد . طرف عصرى جناب نديمباشى كه از رجال محترم اين دوره است به عيادت آمدند . ساعتى نشستند رفتند . امشب را نيز با كمال كسالت و دردسر بسر بردم . روز جمعه دوم حالتم به همان قرار سابق بود ، ولى چون جناب صاحب اختيار زحمتى كشيده و تهيهء ناهارى ديده بودند مجبور بودم . مخصوص براى بردن من معتمد السلطان آقا حسن سرتيپ را فرستاده بودند استجابة حركت نموده به اقتضاى تكليف و خصوصيت با لشكر نويس‌باشى به هرطور بود براى تسليت جناب معظم‌اليه به منزلشان رفته ، جمعيت كثيرى از رجال دولت و علماء و شاهزادگان عظام تشريف داشتند . من جمله جناب مستطاب آقاى امام جمعه و جناب مستطاب اشرف و الا عزالدوله عبد الصمد ميرزا برادر بندگان اعليحضرت قدر قدرت اقدس همايون شهريارى ارواحنا فداه . با جناب مستطاب آقاى مشير الدوله يك جا نشسته بوديم . بعد از خواندن جزوى از كلام الله مجيد و صرف قهوه و قليان برخاسته تا نزديك خيابان پياده آمدم . در خيابان ناصريه سوار كالسكه شده به طرف منزل جناب صاحب اختيار رفتم . صاحب اختيار تنها نشسته‌اند . من هم نشسته قدرى صحبت متفرقه كرديم .